جاذبه های جهانگردی چگونه تقسیم بندی می شوند؟

تیم تحقیقاتی تقسیم بندی جاذبه ها  رستاک جاذبه ها را به این شرح ارائه می دهد :

الف ـ  فهرست برداري :

هميشه جاذبه ها را نمي توان به سادگي تقسيم بندي کرد بخصوص وقتي که به خصوصيات آشکار طبيعي يا مصنوعي در دسترس نباشد . بنابراين اولين قدم درراه توسعه جاذبه ها تهيه فهرستي از تمام آنهاست . جاذبه بالقوه جاذبه ايست که از قبل وجود داشته ولي به عنوان مکاني جذاب شناخته نبوده است . بنابراين مشکل اصلي دراينجا نه تنها بازاريابي است بلکه تهيه اطلاعات و تفسيرهاي صحيح براي بازديد کنندگان است تا آنها بطور کامل از اين پديده آگاه شوند .

فهرست بندي هميشه کارساده اي نيست و معمولاً به وقت زياد و همکاري افراد زياد نياز مي باشد . جاذبه ها بايد مطابق دسته بندي که در بالا توضيح داده شد طبقه بندي و فهرست بندي شوند .

ب ـ ارزيابي :

بعد از فهرست بندي هنگام ارزيابي فرا مي رسد . مرکز گردشگري دانشگاه مي نسوتا پنج معيار را براي ارزيابي جاذبه ها مشخص کرده است :

1 ـ کيفيت  :گردشگران همانند ديگرمصرف کنندگان براي پول خود ارزش قايل هستند؛ لذا کيفيت  جاذبه ها (خدمات مهمان نوازي ، دسترسي و نظير اينها) تأثير مضاعفي براي حمايت از منابع و جاذبه هاي طبيعي و اجتماعي گردشگري دارد. بنابراين تأمين کيفيت مطلوب براي جاذبه ها ي يک منطقه از جمله برنامه هاي حمايتي از گردشگران است .

2 ـ اصا لت : اصالت منعکس کننده اعتبار مکان مي باشد. گردشگران ممکن است تجربه محدودي از محل داشته باشند و آنچه درباره محل مي دانند از منابع مختلفي کسب کرده باشند . اما با  ديدار واقعي از محل  منجر به آگاهي جدبد آنها  مي شود .جاذبه هايي که به گردشگران ارائه مي شوند نمايشگر چنين اصالتي هستند. بسياري از اجتماعات موفق ،منحصر اً متکي به جاذبه هايي مانند کازينو ،پارک هاي آبي و غيره مي باشند .بااين وجود وقتي تصميم گرفته مي شود تا در جهت ساختن جاذبه هاي مصنوعي که همگام با منابع و جا ذبه هاي  طبيعي واجتماعي است، پيش برويم ،آن مکان به سوي ريسک  بزرگي حرکت خواهد کرد مکان هايي که منحصراً بر جاذبه هاي غير اصيل متکي هستند بايد بطور مستمر رقيبان خود را ارزيابي کنند .جاذبه هاي غير اصيل براي موفقيت خود بايد مداوماً تغيير کنند ،خصوصيات توليد و جذب  خود رابا جريان بازار تطبيق دهند .آنها به احتمال زياد توسعه سريع خواهند داشت چون مطابق جريان بازار هستند .گسترش جاذبه هاي اصيل با شکل هاي متفاوت گردشگري و تأمين استراتژي ساز گارتر است و اصالت، آنچه را که امروز وجود دارد نمايش مي دهد، پيشينه هاي فرهنگي تاريخي و طبيعي اصالت را شکل مي دهند. تقريباً هر جايي از قبل، براي خودش ويژگي داشته که نمي تواند در جايي ديگر کپي و پياده شود .نکته جالب اينست که آن جذابيت ها را متوجه شويم و آنها را به عنوان نمونه هايي از آن  منطقه خاص به نمايش بگذاريم. مثال هايي زيادي براي جاذبه هاي اصيل تفريحگاه هاي جمعي وجود دارد که ميراث گذشته نژادو ساکنان را نشان مي دهند. مطابقت با فعاليت اقتصادي موجود نيز ممکن است به گسترش جاذبه هاي اصيل منجر شود. مزارع ، محل فروش ميوه ها و سبزيجات ، تورهاي همراه با تسهيلات به مزارعي که آموزش کشاورزي مي دهند؛ همه مثال هايي از ادغام جاذبه هاي اصيل با فعاليت موجود اقتصادي است ؛در واقع استراتژي هاي گسترش اجتماع بر سطح و نوع تأثيرات اجتماعي وابسته مي باشد. بطور کلي هر چه از يک جاذبه اصيل دورتر شويم تأثيرات اجتماعي فرهنگي بالقوه بيشتر مي شود و همچنين بازگشت اقتصادي بالاتر خواهد بود.

3 ـ منحصر به فرد بودن : هرچه جاذبه هاي بيشتري به دنبال جذب گردشگر باشند ، منحصربفرد  شدن جاذبه، مهمترخواهد بود . همانطورکه اشاره شد سفر همراه با تغيير جا و روند کار است ؛ کپي کردن ازآنچه در مکان ديگر وجود دارد ،چيز جديدي به  گردشگر ارائه نمي دهد . هنگامي که ليست جاذبه ها تکميل مي شود ممکن است تعداد زيادي ، جاذبه براي انتخاب ، پيش رو قرار داشته باشند . پيدا کردن آميخته اي از اين جاذبه ها که تجربه اي به يادماندني را براي گردشگران به دنبال داشته باشد، جاذبه ها را به رقابت با يکديگر وا مي دارد.

منحصربفرد بودن تا حدي به اصالت بستگي دارد ولي اصالت يک منطقه نمي تواند عامل اصلي براي منحصربفرد بودن آن باشد ؛ بهرحال جاذبه هاي غيراصيل نيز مي توانند در گسترش منحصربفرد بودن مورد استفاده قرار گيرند. براي مثال گسترش کازينو در لاس وگاس ، ايالت نوارا ،آنجا را تبديل به مرکز قماربازي درايالت متحده کرده است. با اين وجود استفاده از جاذبه هاي ساختگي غير اصيل براي کسب منحصربفردي ، ريسک بزرگي است.

4 ـ گسترش فعاليت : تمام جاذبه ها به حق انتخاب فعاليت نياز دارند . ارج نهادن به خصوصيات منحصربفرد يک منطقه يکي از کارهاي مهم است؛ اما وقتي مردم از راه مي رسند بايد سرگرم کارهاي تفريحي شوند . حتي ديدن مناظر نيز احتياج به بهبود امکانات حمل و نقل دارد، تا بازديد کنندگان در ناحيه بتوانند، جابجا شوند . هرچه انتخاب فعاليت بيشتر باشد ، شانس بيشتري براي افزايش طول اقامت و سود بيشتر وجود خواهد داشت . سئوال اصلي درهنگام بررسي فعاليتهاي يک جاذبه اين است که آيا اين فعاليت ها با مکان مورد بازديد سازگاري دارند ؟ و آيا اين فعاليت ها به وحدت اجتماعي و محيطي ناحيه کمک مي کنند؟ و اين سئوال براي بسياري از گسترش جاذبه ها مناسب است و شامل جاذبه هايي که از ابتدا غيراصيل و متکي به تسهيلات عظيم بوده اند ، مي شود. اگر پاسخ منفي باشد بايد يک اتفاق نظر عمومي قبل از توسعه محل ، ايجاد شود.

5 ـ قدرت جذب : قدرت جذب مکان ديدني را از روي بازديد کنندگان  آن مکان مي توان اندازه کرد ،از کجا مي آيند؟ چه مسافتي را براي  مسافرت طي مي کنند؟ و با چه وسيله اي مسافرت مي کنند؟ اينها سئوال هايي هستند که بايد هنگام بررسي قدرت جذب مکان مورد نظر انجام گيرد . قدرت جذب براي جاذبه هاي موجود را به آساني مي توان ازطريق مطالعه نوشته مختصر بازديد کنندگان اندازه گرفت . تعيين قدرت جذب براي جاذبه هاي در حال برنامه ريزي و بالقوه به مطالعات بسياري احتياج دارد که بعداً ، بحث خواهد شد .

جاذبه ها بايد به دو گروه عمده و فرعي تقسيم شوند . تعيين گروه عمده يا فرعي ازروي قدرت جذبي که بر پايه تعداد بازديد کنندگان مي باشد ، ممکن است گمراه کننده باشد . بسياري از مواقع از جاذبه هايي که بيشترين باز ديد کننده را داشته اند جاذبه فرعي را تشخيص ميدهند . اين پديده بيشتر در شهرهاي بزرگ روي مي دهد ؛ مثلاً هنگام استراحت در يک مأموريت شغلي ، افراد معمولاًبه بازديد از جاذبه هاي محلي مي پردازند . اين مکان هاي محلي ممکن است به مقدار کافي جذاب نباشند، اما نکته مهم تهيه فهرستي از انتخاب هاي متفاوت براي باز ديد کنند گان است .در مواردي که جاذبه هاي اصلي ممکن است به آساني شناخته نشوند .بهترين راه بررسي و ارزيابي بازديدکنندگان، نه تعداد آنها مي باشد.